تدفین شهدا در دانشگاه امیر کبیر
بسم رب الشهدا و صدیقین
در ایران عادت به سیاه و سفید دیدن هر موضوعی مرسوم است.گروهی همیشه موافق اند و دیگران به تمام وجه مخالف می باشند. هر دو گروه نظرات پسندیده و شنیعی دارند. در تعجبم که چرا ما در ایران خاکستری را رنگ نمی داننم.
بیائیم خاکستری ببینیم:
در میان موافق طرح تدفین شهدا کسانی وجود دارند که فکر می کنند، تنها با مطلق تدفین شهدا در دانشگاه به اصطلاح خودشان، کار فرهنگی انجام می دهند، در حالی که در اشتباه اند.
در میان مخالفان طرح تدفین شهدا کسانی هستند که در زمان جنگ، مردان نبرد را برای رفتن به میدان کارزار ملامت می کردند، و امروز نمی خواهند حتی خورده استخوان این عزیزان رو ببینند.از طرفی خیلی بازی های سیاسی ممکن است پشت پرده وجود داشته باشد.
شهدا و راه ایشان ، حقیقتی است که در برابر این حقیقت هر رنگی، رنگ میبازد.
در میان تمام گفت و شنود ها باید بدانیم که دانشجو لااقل باید با برهان ومنطق صحبت کند.
قصدم از بیان برهان های زیر این است که بگویم ، اگر نظری هم داریم ، درستی آن را با منطق اثبات کنیم.
برهان باید مقدماتش از بدیهیات بشری باشد.
برهان اول:
1. قرآن کلام خداوند حکیم است و حکیم سخن باطل نمی فرمایند.
2. به گفته خداوند متعال شهدا زنده اند.
3. هر موجودی وقتی متصف به زنده می شود که قدرت و علم دشته باشد.
نتیجه: شهدا علم به احوال امروز ما دارند و قادر بر اصلاح جامعه خویش می باشند.
برهان دوم:
١.شهدا در راه خداوند به جهاد پرداختند.
٢.پیامبران بزرگترین مصلحان اجتماعی بودند که در راه به مجاهدت پرداختند.
نتیجه :راه شهدا همان راه پیامبران است.
برهان سوم:
١.اگر راه من و شما همان راه شهدا یعنی اصلاح اجتماعی باشد،از داشتن کسانی که در دانشگاه با ما همراه شوند استقبال می کنیم.
٢.شهدا علم به احوال امروز ما دارند و قادر بر اصلاح جامعه خویش می باشند.
نتیجه:اگر راه من و شما همان راه شهدا یعنی اصلاح اجتماعی باشد ،از بودن شهدا در کنار خود در دانشگاه استقبال می کنیم.
نتیجه کلی :حقیقت این است که، با توجه به شهدا و استمداد از راه ایشان می توان سیاست باز های غافل و فریبکار امروز را، اطلاح و تادیب کرد.




به نظر میرسد با سه برهان بالا حسن ،بودن در کنار شهدا برای دانشجویان اصلاح طلب، اثبات می گردد.و کسانی که با تدفین شهدا مخالفت می کنند ،به نظر میرسد از ٢ حالت زیر خارج نباشد.
١.متعصب بودن ایشان، یعنی برهان و منطق را قبول ندارند.(انحراف اخلاقی)
٢.ایشان اصلاح طلب به معنی برهان دوم نمی باشند.(انحراف نظری)
درباره شهدا دانشگاه امیرکبیر و حوادث بعد آن عرض می شود: از اساتید نظر سنجی به عمل آمد. همچنین معترضین نیز به جمع آوری امضا و فعالیت های نظری پرداختند، که دوست داشتم در نظراتشان برهان اقامه می کردند و تنها به بیان دلایل خود بسنده نمی کردند ولی در هر حال هر دو اقدام خوب بود.زیرا نظر سنجی و آزادی افکار سبب رشد تفکر واقع بینی در میان دانشجویان خواهد شد.
اما در باره موضوعات اجتماعی، اگر اصل فعالیت مخالف روح اسلام نباشد،در این صورت گروهی که در نظر سنجی نظرش رای نمی آورد و مغلوب می شود نباید در انجام آن فعالیت متعصبانه مانع تراشی کنند.
تدفین شهدا نیز از مصادیق موضوعات اجتماعی است.
نباید مانع آزادی افکار شده و از طرف دیگر پس از مغلوب شدن، هر چند که مخالف باشیم ،نباید به خرابکاری بپردازیم.اگر این خرابکاری طبق قانون باعث جرم اجتماعی شود باید فقط مراجع قانونی آن هم در حدود مجازشان اقدام کنند.
ولحمد لله رب العالمین
نظرات ()

